معنای اصطلاحی فهمامام صادق j در روایتی، فهم را از نتایج عقل دانسته و فرموده است: «دعامة الانسان العقل و العقل منه الفطنة و الفهم و الحفظ و العلم و بالعقل یکمل و هو دلیله و مبصره و مفتاح أمره، فاذا کان تأیید عقله من النور کان عالماً، حافظاً، ذاکراً، فطناً، فهماً فعلم بذلک کیف و لم و حیث و عرف من نصحه و من غشه، فاذا عرف ذلک عرف مجراه و موصوله و مفصوله و اخلص الوحدانیة لله و الاقرار بالطاعة فاذا فعل ذلک کان مستدرکاً لما فات و وارداً علی ما هو آت یعرف ما هو فیه و لای شیء هو ههنا و من این یأتیه و الی ما هو صائر و ذلک کله من تأیید العقل: ستون هستی انسان عقل است، عقل سرچشمة هوش و فهم و حفظ و دانش است و خرد او را کامل ميکند و راهنما و بيناكننده و کلید کار او است، پس وقتی كه خردش به نور مؤیّد باشد، دانشمند و حافظ و یادآور و باهوش و فهمیده بود و آن گاه بداند چگونه (است) و چرا به اين دنيا آمده است و از کجا (به اين جهان) آمده است؟ و خیرخواه و بدخواه خود را بشناسد، وقتی این را شناخت، مسیر و روش پیوستن خود را به آن و شیوة جداشدن خویش را از آن میشناسد و در یگانهپرستی خدا و اقرار به فرمانبری مخلص میگردد و چون چنین کند، از دست رفته را به چنگ آورد و بر آینده مسلُط گردد و بداند در چه وضعی است، برای چه در اینجا است، از کجا به اینجا آمده و به کجا میرود؟ اینها همه از تأیید خرد است.»[1]در غرب هم ویلهم دیلتای[2] (1911ـ 1833م)، شاگرد و مفسّر نظریّات شلایرماخر[3] (1834 ـ 1768 م)، فهم را این گونه تعریف کرده است: «ما فرآیندی را فهم مینامیم که در آن حیات نفسانی، از روی عینیّت یافتگیهای حسّی این حیات، به طور مفهومی شناخته میشود[4]». به عبارت دیگر فهم فرآیندی است که «به موجب آن ساحتی درونی به ترکی پردیس فرهنگ و ادب...
ادامه مطلبما را در سایت پردیس فرهنگ و ادب دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 36 تاريخ: سه شنبه 15 خرداد 1403 ساعت: 1:55