گزیدههایی از بحرالمعارف
برای آشنایی با نثر بحرالمعارف گزیدههایی از این اثر ارائه میگردد:
[حجاب نور و ظلمت]
«ای عزیز! هرکس به خدا رسید به جذبۀ الهی رسید و من لا فلا[1]. به اکتساب و مجاهده، شخص مرد نیک میتواند شد و از ابرار میتواند شد، امّا درجات قرب به غیر جذبه میسّر نیست.
این کار دولت است کنون تا که را رسد
و چگونه به اکتساب رفع حجاب تواند کرد و نفس اکتساب، از حجب است. هر حجاب به اکتساب گیریم که رفع شود، حجاب اکتساب را به چه رفع توان کرد؟
ای عزیز! میان بنده و خدا حجاب بسیار است از نور و ظلمت. ارتفاع حجب ظلمانی به انتفاء[2] آن است و ارتفاع حجب نورانی به انتفاءِ التفات به آن است. انتفاءِ التفات گفتم نه نفی التفات؛ چه نفی التفات، التفات به آن است، چگونه التفات به التفات منتفی گردد؟ که خون به خون شستن محال است. ذکر، حجاب است و معرفت، حجاب است و محبّت، حجاب است و چنین حجب را رفع میسّر نیست مگر آن که انوار الهی بر دیدۀ سالک غالب آید و او را از او باز ستاند و او را التفات به خود و اوصاف خود و ابتهاج و مسرّت به کمالات خود نماند و بندۀ خدا گردد؛ که تا غایتِ بنده ذکر و محبّت و معرفت بود، بندۀ ذکر و بندۀ محبّت بود نه بندۀ مذکور و محبوب، و بندۀ معرفت بود نه بندۀ معروف. «هرچه در بند آنی، بندۀ آنی[3]». سالک باید در بند گشایش و عدم گشایش نباشد. تا بنده در این بند است، نه بندۀ خداست. مالجویان عاشق مالند و این کس عاشقِ عشق و هر دو محجوبند؛ چه مال و عشق غیر خداست.
به هرچه از دوست وامانی چه زشت آن نقش چه زیبا |
و مراد از مجذوب نه مسلوبالتّمیز[7] است، بلکه منفرد از غیر خدا، از مَن عدا و ما عدا[8]، فهو من الله و إلی الله و بالله و فی الله[9]».
[کوی خودشناسی]
«ای عزیز! چون دانستی که آدمی بسیار منازل طی نموده تا به پایۀ انسانیّت رسیده، پس بدان که در سیر اجناس بلاثار نه در سیر اشخاص بالارواح، علی ما قالت به التّناسخیّه[10]. و مقصود از این سیر آن است که خود را باز بیند و به دیدار خود رسد که هیچ عذاب اشدّ از مفارقت و نادیدن هویّت خویش نیست. شما میدانید که اگر کسی فرزند خود را نمیبیند، چگونه متألّم است، پس اگر کسی خود را گم کرده باشد و نیابد، حال او چگونه باشد؟ این همه کدّ[11] و تعب در مراتب هستی برای همین ارتکاب شده تا چهرۀ خویش دیده شود، و این قصّه در غیر پایۀ انسانیّت به حصول نتواند رسید. کوی خودشناسی اینجاست. اگر اینجا به خود رسید، رسید، و اگر نرسید به حرمان جاوید موصوف گشت. وگرچه قبل از انسانیّت همچنین از خود محروم بوده، لیکن در سیر بود به سوی انسانیّت. آنجا محلّ خودشناسی است، امیدار بود و اگر لذّت وصل نداشت، لذّت امید داشت. بعد از آن که در حدّ انسانیّت درآمد و آن کار به هم نرسید و انسانیّت باطل شد به موت، آن هنگام الم فقد و الم یأس به هم منضم میشود و کس نبیند که چه بر او میرود.
اکنون ای عزیز! زینهار که خود را دریابید و با خود رحم کنید که گفتهاند که اگر یک آه محرومان از مقادیر برخیزد و به آسمان رسد، هفت آسمان از تبش[12] آن بسوزد، امّا اذن خدای نیست که اثر آن به این جهان رسد. آهی که آسمان را بسوزد، چون در سینۀ بیچارهای مختفی باشد، چون به او کند؟[13]».
[تَرک خود]
«ای عزیز! فَلیَنظُر الإنسانُ مِمَّ خُلِقَ[14] چیست؟ یعنی هر که را از سر و بن یاد است، داند که اساس بیبنیاد است. خواهی که در سرکشی نمانی، بگذار سرکشی. آستین بر تو روزی فشانند که دامن درکشی.
سر سرکشان زیر خاک است و باد | تو را این لطیفه ز من یاد باد |
نیازمند خستهای است که قرب، مرهمِ اوست. شکستهدل، کشتهای است که مقام عندیّت[15] دیت اوست. باد از گردنکشی جز گرد ندید، آب از فروتنی به هم رسید، خاک چون تواضع داشت، آدم شد، آتش چون خودنمایی داشت، شیطان گشت؛ ملعونی که تا ابد مردود است، رویش سیاه از آن دود است.
فرعون «أنَا ربّکم[16]» از آن گفت | کز باد بروت[17] خود برآشفت |
ناز معشوق را جز نیاز عاشق برنتاد، پروانه تا بلند میپرد، شمع بر او نتابد. مرد این ره نه خود بیند نه خود نماید. هر که تردامن است از خود بوی نم آید. این صفتها لنگر است و قالب، کشتی، بارش اگر گران کنی، خود را کُشتی. یَومَ یُسحَبونَ فِی النّار[19] صفت گرانباران است. رفتن این راه به قوت زاد و راحله نیست، جز ترک خود آدمیزاد را حیله نیست[20]».
منابع:
قرآن کریم.
انصاری، خواجه عبدالله. (1356). سخنان پیر هرات. به کوشش محمّدجواد شریعت. چاپ چهارم. تهران. شرکت سهامی کتابهای جیبی.
جامعالتّفاسیر نور 1/2. دائرۀالمعارف چند رسانهای قرآن کریم. (بیتا). قم. مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.
خوارزمی، تاجالدّین حسین بن حسن. (1393). شرح فصوصالحکم. به اهتمام نجیب مایل هروی. چاپ پنجم. تهران. مولی.
دهخدا، علياكبر. (بیتا). لغتنامة دهخدا. مؤسّسۀ انتشارات لغتنامة دهخدا.
سنایي غزنوي، ابوالمجد مجدود بن آدم. (1362). ديوان حكيم ابوالمجد مجدود بن آدم سنايي غزنوي. به سعي و اهتمام مدرّس رضوي. چاپ سوم. كتابخانة سنايي.
معصومعلیشاه، محمّدمعصوم شیرازی. (1382). طرائقالحقائق. به تصحیح محمّدجعفر محجوب. چاپ دوم. تهران. سنائی.
موسوی خوانساری اصفهانی، محمّدباقر. (1431 ق/ 2010 م). روضات الجنّات فی احوال العلماء و السّادات. الطّبعۀ الأولی. بیروت، لبنان.
همدانی، مولی عبدالصّمد. (1394). بحرالمعارف. ترجمۀ حسین استادولی. چاپ سوم. تهران. حکمت.
[1]. من لا فلا: کسی بدون جذبۀ الهی به خدا نمیرسید،
[2]. انتفاء: بهره بردن
[3]. عبارت یادشده از خواجه عبدالله انصاری در رسالۀ واردات است: «هرچه در بند آنی، بندۀ آنی، آن نمای که آنی تا درنمانی، وگرنه به تو نمایند چنانکه سزای آنی» (سخنان پیر هرات، رسالۀ واردات، صص 17 و 18).
[4]. جابلقا: شهری در مشرق عالم مثال
[5]. جابلسا: شهری در مغرب عالم مثال
[6]. این بیت برگرفته از قصیدهای معروف از سنایی است و ترتیب مصراعهای آن با دیوان سنایی مصحّح مرحوم مدرّس رضوی هماهنگ نیست. شاید این اختلاف ناشی از نوع نسخهای است که عبدالصّمد همدانی در اختیار داشته است. در دیوان سنایی آمده است:
مکن در جسم و جان منزل که این دونست و آن والا |
(دیوان سنایی، ص 51 و 52)
[7]. مسلوبالتّمیز: بیتمیز، فاقد تشخیص
[8]. مَن عدا و ما عدا: ماسِوا، آنچه غیر خداست.
[9]. بحرالمعارف، ج 1، صص 167 و 168
[10]. التّناسخیّه: اهل تناسخ؛ کسانی که معتقدند روح انسان هنگام مرگ پس از جدا شدن از بدن به بدنی دیگر وارد میشود.
[11]. کدّ: رنج
[12]. تبش: گرما
[13]. بحرالمعارف، ج 2، صص 283 و 284
[14]. پس انسان بايد بنگرد كه از چه آفريده شده است؟ (طارق: 5).
[15]. عندیّت: عندیّت: نزد کسی بودن، قرین بودن؛ «و در حقّ داود گفت که او را از حضرت عندیّت خویش به فضل اختصاص دادیم» (شرح فصوص الحکم، ص 583).
[16]. «أنَا ربّکم» ادّعای فرعون است که خداوند در قرآن کریم از آن این گونه یاد کرده است: فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلىَ: و گفت: پروردگار بزرگتر شما مَنَم (نازعات: 24).
[17]. باد بروت: کنایه از کبر و غرور
[18]. پالیز: باغ، بوستان
[19]. يَوْمَ يُسْحَبُونَ فىِ النَّارِ عَلىَ وُجُوهِهِمْ ذُوقُواْ مَسَّ سَقَرَ: روزى كه در آتش به رو كشيده مى شوند [و به آنان گفته مى شود:] لهيب آتش را بچشيد [و احساس كنيد] (قمر: 48).
[20]. بحرالمعارف، ج 3، صص 521 و 522
پردیس فرهنگ و ادب...ما را در سایت پردیس فرهنگ و ادب دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 20