خواجه يوسف همداني

خرید بک لینک

خواجه يوسف همداني

مجيد رستنده

با نگاهي گذرا به تاريخ فرهنگ گذشته به سهولت ميتوان چهرههاي تابناك و تأثيرگذار فرهنگ خود را شناخت؛ چهرههايي نامآور كه اغلب صيت شهرتشان از مرزهاي جغرافيايي عبور كرده و شخصيّتهايي فراملّي و جهاني شدهاند. اينان علاوه بر اين كه نامي نيك از خويش به يادگار نهادهاند، اسباب مباهات و سربلندي جامعة خود را نيز مهيّا ساختهاند؛ از جمله نابغة شرق (ابوعلي سينا)، معلّم ثاني (فارابي)، كاشف الكل (زكريّاي رازي)، مسافر هند (ابوريحان بيروني) كه همه ماية افتخار و عزّت ما بوده و هستند.

هنگامي كه از اين منظر به مناطق مختلف كشورمان نگاه ميكنيم، به وضوح ميبينيم كه جایجای این سرزمين گرانقدر، ارج و پایگاهی گرانسنگ دارد. در این زمینه خطّة ديرپاي همدان چونان دیگر مناطق ایران عزیز از جايگاهي منيع و ارزشمند برخوردار است و نام اين سرزمين با نام شخصيّتهايي بلندآوازه گره خورده و عجين شده است. وجود انديشمندان و نامآوراني چون بديعالزّمان همداني، ابن سينا، باباطاهر، عينالقضات، فخرالدّين عراقي، ميرسيّد علي معروف به اميركبير همدان، موسی نثری، مفتون کبریایی، آيتالله بهاري، آيتالله معصومي همداني، شهيد دكتر مفتّح و بسياري از ديگر دانشمندان، شاعران، نويسندگان و هنرمندان مؤيّد اين ادعاست.

در ميان اين شخصيّتهاي برجسته، نام خواجه يوسف همداني، كمتر مطرح ميشود؛ در صورتي كه او در عصر خويش و قرنهاي بعد به ویژه تا قرن نهم، فردي شاخص و بسيار مشهور بوده است. با وجود تلاشهاي ارزندهاي كه برخي انديشمندان در اين خصوص انجام دادهاند و سعيشان مشكور است، قصد داريم در این نوشتار براي آشنايي بيشتر نسل جوان با اين شخصيّت علمي و مذهبي، مطالبي به اختصار تقديم كنيم.

*

ابويعقوب يوسف بن ايّوب بن يوسف بن حسين بن وهره بوزَنْجِردي همــداني از مشايخ بزرگ ايران در قرنهاي پنجم و ششم هجري قمري در ســــال 440 يــا 441 در روستاي بوزنجرد[i] از توابع همــدان پا به عرصة گیتی نهاد.

او در آغاز جواني در سال 458 يا 459 براي تحصيل به بغداد رفت و با حضور در مجلس شيخ ابواسحق شيرازي[ii]، مدرّس نظاميّه بغداد، با جدّیّت و پشتکار به فراگیری دانشهای گوناگون از جمله فقه و اصول فقه و خلاف (کلام و جدل) و علم نظر پرداخت و در مدّتي كوتاه با وجود کمی سن از ديگران پيشي گرفت و از نزديكترين شاگردان او گرديد.

خواجه یوسف سپس به ديگر مناطق عراق و نیز به خراسان و اصفهان و سمرقند و بخارا سفر كرد و از دانشمندان آن عصر از جمله از قاضی ابیالحسین محمّد بن علی ابن المهتدی بالله و ابیالغنائم عبدالصّمد بن علی بن المأمون و ابیجعفر بن محمّد بن احمد بن المسلمۀ استمـاع حديث نمود. او چندی بعد از این دانشهای مرسوم دست کشید و به زهد و عبادت و ریاضت روی آورد.

خواجه يوسف پس از سالها تحصيل و تهذيب، در سال 506 به عنوان صوفي و واعظي بزرگ به بغداد رفت و در همان مدرسة نظاميه كه روزگاري در آن درس خوانده بود، مجلس وعظ برپا كرد و با اقبال عمومي روبرو شد. در اين سفر او حادثهاي پيش آمد كه از حوادث مهمّ تاريخي آن عصر به شمار آمده است؛ جامي اين ماجرا را در نفحاتالانس چنين تعريف ميكند:

«چنين گويند كه وقتي در نظامية بغداد وعظ ميگفت فقيهي معروف به ابن السّقّا در مجلس برخاست و مسأله پرسيد، گفت بنشين كه در كلام تو رايحة كفر مييابم و شايد كه مرگ تو نه بر دين اسلام باشد.

بعد از آن به مدّتي نصرانيي به رسم رسالت از پادشاه روم به جانب خليفه آمد، ابن سقّا به جانب وي رفت و از وي التماس مصاحبت كرد و گفت: ميخواهم كه دين اسلام را بگذارم و در دين شما درآيم! نصراني آن را از وي قبول كرد و با وي به قسطنطنيه رفت و به پادشاه روم بپيوست!

گويند ابن سقّا قرآن حفظ داشت و در وقت موت از وي پرسيدند كه هيچ از قرآن بر خاطر تو مانده است ؟ گفت هيچ باقي نمانذه است الاّ اين آيه كه ربّما يودّ الّذين كفروا لوكانوا مسلمين.»[iii]



[i] - boozanjerd در حدود سفيد كوه در يك منزلي همدان در راه ساوه و ري قرار داشته است.

[ii] - جمالالدّين ابراهيم بن علي بن يوسف فيروزآبادي شيرازي (476 - 393)

[iii] - چه بسا كه كافران دوست دارند كه مسلمان ميبودند. (حجر:2)


[i] - boozanjerd در حدود سفيد كوه در يك منزلي همدان در راه ساوه و ري قرار داشته است.

[ii] - جمالالدّين ابراهيم بن علي بن يوسف فيروزآبادي شيرازي (476 - 393)

[iii] - چه بسا كه كافران دوست دارند كه مسلمان ميبودند. (حجر:2)

پردیس فرهنگ و ادب...

ما را در سایت پردیس فرهنگ و ادب دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 157 تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 8:02

صفحه بندی